تبليغاتX
یادداشت های نوراله اکبری

مطلب زیر به مناسبت دوم خرداد در ویژه نامه ای که به همین مناسبت از سوی روزنامه حیات نو منتشر شد چاپ گردید اینک برای اطلاع شما عزیزان و ارسال نظر تقدیم می گردد.

 پرده پنجم : معلمان و دوم خرداد

پس از اعلام حضور جناب آقای خاتمی در عرصه ی انتخابات ریاست جمهوری و بیان معارف و اندیشه هایی که تا قبل از آن تنها در حلقه های روشنفکری مطرح می شد ضرورت ترجمه ی این معارف و اندیشه ها را برای توده ی مردم بیش از پیش معلوم گردانید . این کار نیازمند مترجمینی بود که از یک سو زبان روشنفکران را خوب بشناسد و از سوی دیگر با زبان توده ی مردم آشنا باشند . معلمان در ترجمه ی این معارف و اندیشه ها  نقشی بی بدیل داشته و دارند . بی شک معلمان در کنار دانشجویان از مهم ترین واسطه ها و حلقه های متصل کننده ی جناب آقای خاتمی و توده ی مردم بودند . گرچه بعدها این واسطه ها مورد کم لطفی و در برخی موارد ناسپاسی قرار گرفتند اما نقش معلمان در جلب آرای مردم و به ویژه دانش آموزان انکار ناشدنی است .

برپایی ستادهای فرهنگیان در شهر های دور و نزدیک و تلاش معلمان برای جلب آرای دانش آموزان و سایر اقشار که از اعتماد بالایی میان آنان برخوردار بودند سبب شد که جناب آقای خاتمی علی رغم خواست جریان محافظه کار به ریاست جمهوری برگزیده شود .

پاشیدن بذر نهادهای مدنی در خاک جامعه ی ایران نیازمند باغبانی سخت کوش و کم توقع بود . معلمان با تشکیل نهادهای صنفی و سیاسی در اولین سال های پس از دوم خرداد ، تلاش نمودند به شعارهای آقای خاتمی عینیت بخشند و از این نهال تازه غرس شده در خاک ایران مراقبت نمایند .

مطالبات انباشته شده ی معلمان ، حاکمیت نگاه خاص بر آموزش و پرورش ، آموزش و پرورش سیاست زده و غیر حرفه ای ، مدیریت به شدت متمرکز و غیر مشارکتی و ده ها مشکل دیگر تحمل این وضعیت را برای بسیاری از معلمان سخت کرده بود . بنا براین نهادهای مدنی نوپا به نمایندگی از معلمان تلاش نمودند تا نقش واسطه و حلقه ی اتصال دهنده ی بین دولت و معلمان را برقرار کنند . متاسفانه این نهاد ها که یک دست شان در دست معلمان بود ، دست دیگرشان رها شد و این تشکل ها ناگزیر شدند برای بیان خواسته های خویش آنان را فریاد کنند و اولین تجمع مدنی ، غیر دولتی و انتقادی در ایران پس از انقلاب در سطحی وسیع توسط معلمان روبروی مجلس شورای اسلامی در سال 80 شکل گرفت . علی رغم برداشته شدن گام های مثبت  دولت جناب آقای خاتمی برای بهبود وضعیت آموزش و پرورش به ویژه در دور دوم ریاست جمهوری شان ، عدم همراهی برخی از همکارانشان در دولت ، سیر فزاینده ای انباشت مطالبات معلمان و برخی برخوردهای ناصواب مانند بازداشت برخی فعالان صنفی در سال 83 سبب شد که بسیاری از معلمان از اصلاح طلبان حکومتی دل کنده و مسیر خود را از آنان جدا کرده به عرصه اجتماعی روی آوردند .


ادامه مطلب
سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 10:24 | لینک ثابت |
شریعتی از زبان شریعتی: 

در میان روشنفکران متهم به دینداری و در میان دینداران منسوب به بی دینی و در ورای این هر دو نیز یک " خارجی مذهب که سر از بیعت و اطاعت اولی الامر پیچیده "

و دیدم که شده ام نوازنده کر و یا نقاش کور و یا دونده ای فلج و به هر حال کسی که تمامی هستی اش عقیده اش بود و معلمی معنی " بودن " او سخن گفتن. دم زدن او و نویسندگی زندگی کردن او و اکنون محروم و من که می خواستم موذن مذهب خویش باشم و حقیقت را قربانی مصلحتی نکنم و در نظام حاکم بر کویر نگنجم و در نظم یکنواخت زبان هم آواز و همساز همه نباشم احساس کردم که " خروسی بی محل " می باشم که شب و نیمه شب بی هنگام نعره برداشته است و طلوع و غروب آفتاب خویش را فریاد می کشد و سنت مرسوم چندین هزار ساله است که خروس بی محل نامیمون است و حلقومش را باید برید.

مجموعه آثار۱۹ .ص۵

دکتر علی شریعتی از زبان دکتر عبدالکریم سروش:

آن بزرگوار ( شریعتی ) واجد سه عنصر دلیری و دردمندی و هنرمندی بود و همین صفات سر توفیق او بود. شریعتی درد دین داشت و از دین شناخت داشت و زیستن مسلمانی در جهان معاصر را طلب می کرد و شجاعت داشت و علاوه بر روشنفکر بودن روشنگر هم بود . او بدون تردید روشنفکر دینی بود . اما روشنفکر دینی زمانه او به دنبال آشتی دادن اسلام با انقلاب بود و روشنفکر دینی زمان ما به دنبال آشتی دادن اسلام با دموکراسی است. آشتی دادن اسلام با دمکراسی هم یعنی نشان دادن راه زیستن مسلمانانه در یک نظام دموکراتیک و تبیین بنیان های نظری این مسئله.

تفاوت های دکتر شریعتی با دکتر سروش از زبان دکتر سروش:

مرحوم شریعتی دین را فربه می کرد  ومن  دین را لاغر می کنم. فربه کردن دین همان ایدئولوژیک کردن دین بود و بالا بردن انتظار از دین. من اما حقیقتا می کوشم که انتظارات از دین را کمتر کنم . مرحوم شریعتی دین را خیلی دنیایی می کرد و می گفت که دینی که به درد دنیا نخورد به درد آن دنیا هم نمی خورد . من اما گمان می کنم که دین اصلا و اساسا برای اصلاح امر آخرت است و اگر انسان از جهان و حیات پس از مرگ برخوردار نبود  دین هم نداشت و خداوند پیامبری برای او نمی فرستاد و اصلی ترین آموزه های دین آدمی را برای زندگی دیگری آماده می کند.

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 22:50 | لینک ثابت |
 این مقاله آخرین پاسخ نگارنده به جناب آقای شیرزاد عبدالهی است خلاصه ی این مقاله روز  سه شنبه۲۱  خرداد  در روزنامه ی کارگزاران چاپ شد اینک متن کامل آن تقدیم می گردد.

 پس از مطالعه مقاله جناب آقای عبدالهی در پاسخ­گویی به آن مردد بودم. این تردید به جهات متعدد بود. از طرفی از اثرگذاری پاسخ بر ذهن و اندیشه­ی نگارنده در تردید بودم. چه آنکه قبلاً به بیشتر مطالب مطروحه از سوی ایشان در نوشته­های پیشین پاسخ گفته بودیم و از سوی دیگر با توجه به اولویت مسایل و معضلات آموزش و پرورش ترجیح می­دادم که از این فضا برای طرح مطالب دیگری استفاده شود. اما پس از مشورت با تعدادی از دوستان و احتمال برداشت نا صوابِ حق به جانب در صورت سکوت توسط نگارنده مرا بر آن داشت تا آخرین پاسخ را به مطالب مطروحه از سوی ایشان به نگارش درآورم. 

   نویسنده مقاله مذکور در جائی دیگر از آن مقاله چنین می نویسد: « با وجود گسترده بودن رد صلاحیت ها شورای فعالان صنفی مدنی در انتخابات شرکت کرد با حزب اعتماد ملی و مشارکت و شاخه ای از اصول گرایان ائتلاف کردند»

         در اینجا سئوالی که باید از ایشان پرسید این است که در کدام منطق سیاسی جمع شدن چند نفر از دو تشکل دور هم با یک هدف مشترک و معرفی چند نفر از تشکل­های سیاسی متفاوت به عنوان کاندیدا ائتلاف قلمداد می شود؟

         اگر سخن ایشان را بپذیریم باید اینگونه بنویسیم که کانون صنفی معلمان ایران، سازمان معلمان ایران، حزب اعتماد ملی، حزب مشارکت و شاخه­ای از اصول گرایان با هم ائتلاف کردند.

تاملی در لیست بالا نشان می دهد که با هیچ چسبی نمی توان این تشکل ها را به هم متصل کرد.

 


ادامه مطلب
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 7:56 | لینک ثابت |

                آقای ابطحی تجربه چند بار بازداشت به مدت 8 روز، 20 روز و 3 روز را در پرونده خود دارد. با انواع جریمه های قضایی و اداری نیز مواجه شده است. حکم بازنشستگی پیش از موعد با کسر یک گروه، تنزل اداری از پست معاونت به تصدی آزمایشگاه و یک سال حبس تعلیقی از احکامی هستند که تا کنون برای ایشان صادر شده است و به مدت 7 ماه است که حقوق دریافت نمی کنند و بیمه درمانی ایشان و همسرشان نیز قطع گردیده است. لازم به ذکر است که نامبرده باید در 5/4/87 برای برگزاری دادگاه خود به دادگاه انقلاب اسلامی تهران مراجعه کند.

         در حالیکه جناب آقای ابطحی از شدت احکام صادره برای فعالان صنفی خمینی شهر می گفتند بر خلاف تصورمان سرشار از روحیه، انرژی، نشاط و امید بودند. پس از اندک زمانی چند تن از فعالان صنفی خمینی شهر به جمع ما پیوستند. حرف مان گل انداخته بود و فضای صمیمیت و سادگی آن چنان بود که علی رغم توافق قبلی که جهت صرف نهار برای خانواده جناب آقای ابطحی و همسر محترمشان ایجاد مزاحمت نکنیم نهار را در منزل جناب آقای ابطحی صرف کردیم.


ادامه مطلب
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 18:18 | لینک ثابت |

برای آشنایی  با تاریخ شکل گیری  - فعالیت  - مسایل و حواشی کانون صنفی معلمان ایران بر آن شدم تا با اعضا اولیه و موثر این تشکل مصاحبه هایی را انجام دهم در این راستا اولین مصاحبه را با جناب آقای محمود بهشتی لنگرودی انجام داده و بنا داشتم آن را در این وبلاگ منعکس نمایم اما به پیشنهاد برخی دوستان این مصاحبه را در اختیار سایت کانون صنفی معلمان قرار دادم علاقه مندان می توانند با مراجعه به آدرس زیر این مصاحبه را مطالعه نمایند و با  نوشتن نظرات  خویش بنده را در انجام مصاحبه های بعدی راهنمایی نمایند .                  با تشکر از همه شما 

http://www.moalleman1.com

شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 22:22 | لینک ثابت |
عباس عبدی روزنامه نگار و فعال سیاسی به مناسبت روز معلم گفتگوهایی را با فعالان صنفی معلم انجام داد. این گفتگوها به میزبانی سازمان دانش آموختگان برگزار شده و در روزنامه کارگزاران نیز انتشار یافته است. علی‌اكبر باغانی، علیرضا هاشمی و نورالله اكبری از اعضای كانون صنفی معلمان ایران و سازمان معلمان ایران و همچنین عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان که خود نیز معلم است حضور داشته اند.

عباس عبدی: ضعیف شدن بنیه اقتصادی مختص معلمان نبود بلكه تمام كارمندان شاهد چنین وضعیتی بودند شاید فقط شدت آن در معلمان بیشتر بود. اما مدیران سطح بالا در كشور اغلب از معلمان بودند. از این‌رو چگونه بود كه این بی‌تفاوتی به آموزش و پرورش بیشتر بود؟
نورالله اكبری: ریشه مشكلات و عدم توجه به نگاه مسوولان به پس از انقلاب برمی‌گردد. زمانی برخی مطرح كردند كه تنها راه ما توسعه علمی است. اما متاسفانه اگر به دقت نگاه كنیم می‌بینیم كه در طول 30 سال پس از انقلاب غیر از برنامه چهارم توسعه و چشم‌انداز 20‌ساله كه دانایی محور اعلام شده است، چندان به توسعه علمی توجه نشده است. برخورد با دانشجویان و استادان دانشگاه نیز نشان می‌دهد كه هرگز برنامه كشور، توسعه علمی نبوده است.
در پروسه توسعه علمی باید برای حاملان آن اندك امنیت شغلی ایجاد كرد. البته در ابتدا بخشی از این مشكلات ناشی از جنگ بود. اما نگاه دولت پس از جنگ نیز توسعه علم محور نبود. دولت خاتمی هم توسعه سیاسی را محور برنامه‌هایش قرار داده بود. حتی این توسعه نیز چندان بر بنیان علمی استوار نبود. در این راستا معلمان نیاز به یك توافق حداكثری برای آغاز حركت خود داشتند. این توافق در ابتدا می‌توانست در رابطه با مشكلات و نارسایی‌های اقتصادی حاصل شود. اما معلمان در این نیاز اولیه متوقف نخواهند شد. به‌طوری كه اكنون به مسائل دیگری نیز توجه می‌شود. به عنوان مثال فربهی سازمان و عدم چالاكی آن و تمركز بر امور سطح پایین هم وجود دارد. اكنون معلمان با این مسئله دست به گریبان هستند. این مسئله را در دولت فعلی هم شاهد هستیم كه به عنوان مثال بسیاری از مدیران سازمان سابقه‌های غیرآموزشی دارند. از سوی دیگر می‌توان این مشكلات را در مباحث علوم انسانی و مفاد درسی هم مشاهده كرد. چون معلمان هیچ نقشی در محتوای كتاب‌ها ندارند از این‌رو برای آنان مسئله‌ای ناخوشایند تلقی می‌شود و می‌تواند به عنوان یكی از مطالبات آنها مطرح شود.
این مسئله ریشه در یك نگاه تاریخی هم دارد. بسیاری از مخالفان رشدیه هم امروز وجود دارند اما مدرن‌تر شده‌اند. آنها دیگر با چماق، تخته و نیمكت را نمی‌شكنند بلكه به نحو دیگری عمل می‌كنند. همچنین بحث ایدئولوژیك در آموزش و پرورش هم از جمله مشكلات عمده است.


ادامه مطلب
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 16:48 | لینک ثابت |

" محمد داوري " عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران شامگاه روز پنج شنبه حدود ساعت 21 با قيد كفالت آزاد شد .

ايشان روز چهارشنبه حدود ساعت 30/13 بعد از خروج از مدرسه توسط نيروهاي امنيتي پايگاه هشتم دستگير شد و به مقر پايگاه در خيابان 12 فروردين منتقل و مورد بازجويي قرار گرفت . در همان شب قاضي كشيك دادسرا حتي بدون گفتگو و شنيدن اظهارات متهم قرار بازداشت و تفتيش منزل را صادر كرد .

همان شب منزل مورد بازرسي كامل قرار گرفت و روز پنج شنبه قاضي كشيك ديگري حكم آزادي وي را صادر نمود .

به نظر مي رسد علت دستگيري آقاي " داوري " چاپ و توزيع نشريه " سخن معلم " ارگان سازمان معلمان ايران بوده است .

لازم به ذكر است " محمد داوري " بدون آنكه جرمشان ثابت شود مانند مجرمين سابقه دار و كيفري با دستبند به دادگاه منتقل شده است و در بازداشتگاه نيز با مجرمين سابقه دار و منكراتي يك جا نگهداري گرديده است .

هزينه هاي انتقال و غذا نيز توسط خود ايشان پرداخت گرديده است .

نكته مهم اين است كه هيچ گونه هماهنگي بين نيروهاي امنيتي و قضايي در اين مورد وجود نداشته است و حتي نيروهاي امنيتي از دستگيري ايشان اظهار بي اطلاعي نموده اند .

دفتر سازمان معلمان ایران مورد تفتیش کامل در همان روز قرار گرفته است و تمام اسناد و نشریات آن توقیف شده است  .حتی افرادی که هیچ گونه ارتباطی با سازمان معلمان نداشته اند نیز  در آن دفتر دستگیر  و بازداشت شده اند .

جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 13:41 | لینک ثابت |

آقاي " محمد داوري " عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران دیروز ساعت 30/12 هنگام مراجعت از مدرسه به منزل توسط افرادي ناشناس بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل مي شود .

تلاش ما تا اين لحظه براي كسب خبر از وضعيت ايشان بدون نتيجه مانده است .

از مسئولان انتظار مي رود بر اساس " قانون" و " رعايت حقوق شهروندي " عمل نموده ضمن آنكه در هفته بزرگداشت و نكوداشت " مقام معلم" اينگونه حركات باعث رنجش و واكنش جامعه فهيم فرهنگيان خواهد گرديد.  

پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:58 | لینک ثابت |

      در این هنگام دبیر ادبیات گفت : داستان شما مرا به یاد حکایتی از عبید زاکانی انداخت. و ادامه داد روزی عبید به همراه پسرش از راهی می گذشتند و دیدند مردم جنازه ای را تشییع می کنند پسر از پدر پرسید : اورا به کجا می برند؟

عبید گفت : به جایی که خوردنی ، نوشیدنی ، پوشیدنی و.... نیست.

پسر گفت : برویم که به سوی خانه ی ما می برند.

این بار همه ی  نگاه ها به دبیر ادبیات دوخته شده بود که صدای زنگ به صدا در آمد و...  
ادامه مطلب
جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 14:27 | لینک ثابت |
مهر تو ای عزیز ای معلم کبیر                                    گل فشان میکند هر وجود چون کویر

تا که یادت بود زنده در میان ما                                  می کند طی رهت هر جوان یا که پیر

خانعلی نام تو زنده باد تا ابد                                     راه تو بی گمان راه ما می شود

گر به دریا روی ای تو رود بیکران                                  اینک این جان ما قطره ای بود بگیر

آخرین درست آن بذل جان خود بشد                           درسی از زندگی ای شهامتت چو شیر

خانعلی نام تو زنده باد تا ابد                                      برتر از این پیامی مگر می شود

اینک ای قهرمان باعث فخرمان                                   خیز و یاران ببین زنده جاودان

رفتی اما روح تو شادمان                                          عزت و همتت مانده در یادمان

سراینده: ایرج جوادی ( عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران)  

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 15:47 | لینک ثابت |

متن حکم صادره :

در خصوص اتهام آقای محمود باقری فرزند ما شاء ا.. دایر بر اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور که با توجه به گزارشات سازمان اطلاعات استان تهران و اقاریر صریح متهم در مراحل اولیه و دادسرا و اظهارات متناقض او در دادگاه و اینکه نامبرده با تشکلهای کانون صنفی معلمان و شاخه فرهنگیان حزب مشارکت و سازمان معلمان ایران فعالیت داشته و پس از دستگیری برخی از عناصر فعال صنفی سیاسی فرهنگیان در جریان تجمع غیر قانونی 23/11/85 نامبرده به عنوان عضو هیات مدیره در ایام بازداشت آنان اقدام به فعالیت های گسترده در راستای اطلاع رسانی پیرامون تحرکات اعتراضی نموده و زمینه ی برگزاری نشست 10/1/86 شورای غیر قانونی موسوم به هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور در تهران که منجر به صدور بیانیه ی تحریک آمیز دعوت به تحصن و تجمع فراهم آورده است  با توجه به دیگر شواهد و قرائن موجود بزهکاریش محرز است و لذا به استناد ماده ی 610 قانون مجازات اسلامی به تحمل 3 سال حبس محکوم و با توجه به وضعیت شغلی و رعایت بند ب ماده 25 قانون مجازات اسلامی حبس صادره به مدت 5 سال تعلیق می گردد . اما در خصوص اتهامات دیگرش دائر بر اخلال در نظم عمومی و تمرد مقابل امنیت و فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی با توجه به محتویات پرونده و انکارمتهم و فقد دلیل اثباتی به استناد اصل 37 قانون اساسی رای به برائت صادر می گردد . حکم صادره حضوری  و ظرف 20 روز قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر تهران است .

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت 20:51 | لینک ثابت |

   به پایان عمر مجلس هفتم نزدیک می­شویم، مجلسی که از آغاز شکل­گیری حرف و حدیث­های فراوانی پیرامون آن وجود داشته است. رد صلاحیت بیش از 80 نماینده­ی مجلس ششم و صدها کاندیدای نمایندگی دیگر، عدم مشارکت برخی از گروههای سیاسی در انتخابات و ... از عمده­ترین مباحث سیاسی حول شکل­گیری این مجلس بود. 

   کارنامه­ی چهارساله­ی مجلس هفتم را از دریچه­های مختلف می­توان به نظاره نشست آن چه که این مطلب تلاش دارد به آن بپردازد بررسی کارنامه مجلس هفتم در حوزه­ی آموزش و پرورش است.

  وزارت آموزش و پرورش یکی از مهم­ترین وزارت­خانه­های دولت با بیشترین نیروی انسانی و گستردگی جغرافیایی و زیر پوشش داشتن حدود 15 میلیون دانش­آموز و ... با مشکلات عدیده­ای مواجه است.

   پائین بودن حقوق و مزایای معلمان و نارضایتی ناشی از آن، افزایش میزان آمار مردودی دانش­آموزان علی­رغم صرف هزینه­های زیاد دولتی، مدیریت ناکارآمد نیروی انسانی و توزیع نامناسب نیروی انسانی، وجود مدارس فرسوده و استیجاری، دونوبته و در برخی موارد چند نوبته بودن مدارس کشور، پائین بودن سطح بهداشت در مدارس و تغذیه نامناسب دانش­آموزان، معضل کنکور و ارتباط آموزش و پرورش با آموزش عالی، وجود مؤسسات اقتصادی زیان­ده در آموزش و پرورش و ... از عمده­ترین مشکلات و معضلات آموزش و پرورش هستند.


ادامه مطلب
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 11:13 | لینک ثابت |

در نوشته هایی با عنوان روز نوشت های مدرسه مطالبی را می خوانید که در دفتر یکی از مدارس دولتی تهران بین دبیران و سایر کادر ، رد وبدل می شود.از بین همه ی مطالبی که در دفتر دبیران مطرح می شود آن هایی را انتخاب کرده ام که فراگیرتر باشد.

روز شنبه است و مدرسه ما دو نوبته و 4 زنگ تفریح، یعنی 4 نوبت برای حرف زدن با هم در ارتباط با موضوعات مختلف.

زنگ تفریح اول سر میز صبحانه ، یکی از همکاران گفت: شنیده اید وزیر آموزش و پرورش از مراجع تقلید در مورد حقوق معلمان در تابستان استفتاء کرده است؟ به این بهانه که معلمان در تابستان  بی کارند می گویند گرفتن حقوق توسط آنان اشکال شرعی دارد و می خواهند  معلمان را تابستان به مدرسه بیاورند.


ادامه مطلب
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 23:48 | لینک ثابت |
برای مطالعه بیانیه کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت هفته معلم به سایت زیر مراجعه کنید.

http://moalleman1.com

جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 16:15 | لینک ثابت |

          ارزیابی زیر، نظرات شخصی نگارنده است و به هیچ روی نظرات آن شورای محترم نمی­باشد. نظرات شورا توسط دبیر محترم شورا پس از جمع­بندی نظرات اعضاء و بحث و تبادل نظر در جلسات شورا به اطلاع عموم خواهد رسید.

         این شورا بازیگر جریان اجتماعی - سیاسی بوده است، مانند هر بازیگر دیگر در ایفای نقش خود دارای ضعف­ها و قوت­هایی بوده است. ارزیابی نقاط ضعف و قوت این شورا بر اساس شرایط، امکانات و اهداف باید صورت گیرد. لذا در این نوشته تلاش شده است با توجه به عوامل فوق به ارزیابی عملکرد این شورا بپردازم.

         برای آشنایی خوانندگان محترم با شورای فعالان صنفی - مدنی معلمان و فهم بهتر مطلب طرح پیشینه و روند شکل­گیری شورا خالی از فایده نیست. 

          در طول دو سال گذشته جمعی از فعالان صنفی معلمان به این نتیجه رسیدند که برای به ثمر رسیدن فعالیت­های صنفی نیازمند ­هم­گرایی و هم­افزایی بیشتری بین فعالان صنفی معلمان است. در این راستا طی جلسات متعدد تلاش نمودند این هم­گرایی و هم­افزایی را سامان دهند. گروه اولیه تشکیل­دهنده­ی جلسات در سال 85 عبارت بودند از آقایان محمود بهشتی لنگرودی، علیرضا هاشمی، علی پورسلیمان، محمد دلوری، محمدتقی فلاحی و نوراله اکبری. پس از بازداشت 5 عضو این گروه در 23 اسفند 85 فعالیت­های آن به طور موقت تعطیل شد تا اینکه در اواخر شهریور 86 بر آن شدند تا جلسات خود را از سر گیرند. برای شروع فعالیت سازمان­یافته در دوره­ی جدید ذیل نام شورای فعالان صنفی - مدنی معلمان افراد زیر به تدریج به این شورا افزوده شدند. سرکار خانم طاهره نقی­ئی و آقایان علی­اکبر باغانی، سید محمود باقری، محمدرضا رضائی و مرد.                  

       


ادامه مطلب
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 17:24 | لینک ثابت |

مشکل دیگری که جناب شیرزاد با آن به شدت گرفتار است عدم توانایی در درک اعتبارات مختلف از یک امر است.به همین دلیل است که بیان می کنند : " تفکيک بين شخصيت حقيقي وحقوقي اعضاي هيات مديره در موضوع واحد انتخابات جنبه عجيب و طنز الود این ماجرابود. نوراله اکبري ومحمود بهشتي شب ها به نام عضو هيات مديره کانون، پيامک تحريم مي فرستادندو روزها به عنوان عضو شوراي صنفي مدني، معلمان را به حضور فعال در انتخابات فرامي خواندند وبه قول ظريفي با يک چشم گريه مي کردند وبا چشم ديگر مي خنديدند.چنين تفکيکي در عالم واقع امکان پذير نيست.تنها در تفکر دوگانه باوري جورج اورول در 1984 چنين تفکيکي عملي وفاقد تناقض است. " جناب شیرزاد و هر شخصی در عالم عین و واقع یک انسان است که می توان از آن اعتبارات مختلفی داشت.جناب شیرزاد  می تواند هم دانشجو باشد هم معلم و هم خبرنگار و ....این مفاهیم البته با هم در تضاد نیست.نمی توان گفت چون شیرزاد معلم است نباید کار خبرنگاری نماید یا چون شیرزاد معلم است نباید دانشجو باشد.این اعتبارات البته در زندگی روزمره ما عجین است و همه آن را مشاهده می کنیم.چرا تفکیک میان اعتبارات مختلف غیر عملی است؟جناب شیرزاد البته برای مدعای خود دلیلی ذکر نمی کنند و به نوعی مغالطه روی می آورند برای پرهیز از ارایه دلیل جورج اورول صاحب چنین دیدگاهی می دانند!!(به به !! چه آدم پر خوانی هستند جناب شیرزاد!!) اولین بار در علم اسلام این مشکل اعتبارات مختلف در باب صفات خداوند روی داد ذاتی که قدیم است چه طور می تواند دارای صفات باشد ؟ و عده ای چون معتزله قایل به تعطیل صفات شدند و عدهای مانند فلاسفه گفتند صفات در عالم عین یکی هستند اما از لحاظ مفهومی با هم اختلاف دارند. از این ها بگذریم این تفکیک میان شخصیت حقیقی و حقوقی در کشور امری جا افتاده و متداول است و به خصوص در میان نیروهای سیاسی امری جا افتاده است.نمی دانم چرا این امر برای جناب شیرزاد عجیب و طنز آلود است؟


ادامه مطلب
جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 21:51 | لینک ثابت |

            معلمان سال ۸۵ را در حالی به پایان رساندند که در اسفند این سال تجمعات با شکوهی را مقابل مجلس شورای اسلامی به نمایش گذاشته بودند . تجمعات با شکوه معلمان برای دفاع از حقوق صنفی خود و در اعتراض به عدم تصویب و اجرای لایحه مدیریت خدمات کشوری ( نظام هماهنگ پرداخت ) به بدترین شکل ممکن پاسخ داده شد . ضرب و شتم معلمان و بازداشت جمع کثیری از آنان در ۲۳ اسفند، معلمان کشور را آزرده خاطر کرد.

            سال ۸۶ در حالی آغاز شد که جمعی از فعالان صنفی در زندان بودند و خانواده های آنان در کنار سفره های هفت سین جای آنان را خالی می دیدند. ۹ نفر از فعالان صنفی " آقایان : محمود بهشتی لنگرودی، علی رضا هاشمی،علی اکبر باغانی،محمد داوری،محسن کمالی،علی پور سلیمان،کریم قشقاوی،رسول بداغی و نوراله اکبری " روزهای نو سال ۸۶ را در زندان در حالی به سر بردند که معلمان با یاد همکاران زندانی خود در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به  تعطیلات نوروزی رفتند و البته برخی دیگر این تعطیلات را بر خود حرام کرده و از رفتن به مسافرت های نوروزی خودداری نمودند تا با خانواده ی زندانیان همدردی کرده باشند.

                   روزها می گذرند سخت یا راحت . آدم ها می روند و می آیند خوب یا بد . اما ما هم چنان امیدوارانه ایستاده ایم زیرا :

"ما در نوروز نخستین روز خلقت،روز اورمزد،آتش اهورایی (عشق) را در عمق وجدان خویش بر می افروزیم و به پایمردی خیال از صحاری سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه ی - نوروزهایی که در آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا شده است با همه ی زنان و مردانی که یک ملت در در تند باد ریشه بر انداز زمان ها جاودانه می بخشیم و در هجوم این روزگار دشمن کامی که می خواهد ما را با خود بیگانه سازد و خالی از خویش برده رام و طعمه ی زدوده از شخصیت این وارثان زر و زور و تزویر کند در این معیادگاه که همه ی نسل های تاریخ حضور دارند با آنان پیمان می بندیم و امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم. دکتر علی شریعتی " 


ادامه مطلب
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 18:15 | لینک ثابت |

در آخرین روز های اسفند که برای من سر شار از خاطره است شعری از شاعر گرانقدر سید علی صالحی دیدم که با اندکی تغییر (با عرض پوزش فراوان از ایشان) آن را تقدیم شما می نمایم.

سال به سال/هر سال/یک سین ساده / از سفره هفت سین ما کم می شود

چرا...؟/پریا می پرسد

پریا دختر یکی از معلمان همین سرزمین است

سال به سال/ هر سال/ هزار مشق دشوار/ برشب تکلیف و ترانه ما تحمیل می شود

چرا...؟ / چرا نمی گذارند / کسی به هزاران سوال تلنبار شده ی بی پاسخ / پاسخی گوید

پریا می پرسد

پریا دختر یکی از کارگران همین خط واحد است

چرا...؟ /چرا نمی گذارند/ کسی در امتحان دشوار نان و سر پناه و سایه / قبول شود؟

پریا می پرسد

پریا دختر یکی از کارگران نیشکر تلخاب است

سال به سال / هر سال

( بگذار سخن بگویم ! )/واژه ها بی وثیقهآزاد نمی شوند / این کیفر خواست تبانی با ترانه زندگی ست؟

پریا نمی پرسد/ من می گویم / پدر من هم / یکی از کشاوران خسته همین جهان بود

سال به سال / هر سال / صحبت از نفت و چراغ و سپیده دم است / صحبت از سفره گشودن صبح است/ صحبت از علاقه عجیبی / به اسم عدالت است

اما پرده ها تاریک / پدر ها خسته / سفره ها خالی

سال به سال / هر سال

( بگذار سخن بگویم ! )/ بگذار هر چه می خواهد ببارد / ببارد از سنگُ از سیاهی ُ از سکوت / ما نومید

نمی شویم /ما هم چنان

سفره بی سین خانواده خود را / با الفبای تمام عیار عشق می آراییم

این را من نمی گو یم

مادران ما می گویند !

 

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 9:0 | لینک ثابت |
ايراني , بهار را با نوروز آغاز مي كند , عيدي كهن كه پيام آور پاكي و روشني است و نشانه اي از
ديرينه بودن يك ملت ا ست. نوروز كه ساليان متمادي و روزگاران درازي را ديده و گذرانده وشاهد فراز و فرود هاي بسيا ر مردم اين مرز و بوم بوده است , فراتر از تفاوتهاي قومي , ديني وعقيد تي همه را بر گرد خويش مي نشا ند و با لبخندي بر لبانش همچون حكيمي با وقار و معلمي سالخورده و با صفا , رازما ند گاريش را حكايت و دعوتما ن مي كند به ژرف انديشي و از جزمييت و كوته نگري هشدارمان مي دهد. پنداري نوروز در خطا ب با ماست كه مقتد ر , آرام و با لحني موزون درسي بزرگ از زندگي را ميگوید "چتري باش براي انسانييت"

انسان با انديشيدن به نوروز , كه چگونه در سياه ترين سالهاي اين سرزمين , سبز وزنده باقي مانده است , پايداري , اميد و متانت مي آموزد. در ايام حضورش, حضور او كه كسي را از خويش نمي راند و شمشير و تيغ بر روي كسي نمي كشد و ميان آدميان فرقي نمي گذارد, دلها به هم نزديك مي شود و تيرگي ها به كناري مي رود.

و چه راست و درست گفته اند كه : از كوزه همان تراود كه در اوست.

از سويي نوروز پرمدعا و گزافه گو نيست. مرتبه و جايگاه خود را خوب مي شناسد ودر نسبت با عقل مدرن كه نقاد است و سركش و چندان حرمت نگه نمي دارد , حريم خويش را بخوبي حفظ مي كند.

دمادم پا در كفش خرد نمي كند و رويارويش نمي نشيند و با امر ونهي هايش سد راه رفتنش نمي شود.

در اين سالها ,آيين ها و رسوم بسياري را شاهد بوده است كه در درگيري با خرد ,شكست خورده وخرد شده , از سر ناچاري به موزه ها پناه برده اند.

به نظر , تنها در حفظ حرمت طبيعت است كه گهگاه نهيبي بر عقل مدرن مي زند و به او خط قرمزش را يادآوري مي كند . وچه زيبا و به جا به كمك انسان و خرد
خود بنيادش مي آيد.

اينگونه است كه ايرانيان اين عيد را بزرگ مي دارند و به داشتنش مي نازند و به آوازش مي خوانند.هر سال به وقت ديدنش قلب ها يشان به تپش مي افتد و لحظه ها به شمارش.


چونان بهار, شاد و سر سبز ومانند نوروز پايدار باشيد.

دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 11:51 | لینک ثابت |

            بعد از ظهر روزیکشنیه 19/12/86 مطلبی را در وبلاگ جناب آقای شیرزاد عبدالهی مشاهده کردم که تعجبم را بر انگیخت. تعجب از آدمی که همواره مدعی است نوشته هایش مستدل و مستند است. و اینک مطلبی رانگاشته که از کم­ترین سند و استدلال برخوردار بود.

           از آنجایی که بنده دراغلب جریان­ وقایعی که نویسنده آنها راواژگون نموده و مبنای نوشته­ی خود قرار داده حضور داشتم بر آن شدم که ماجرا را آن­گونه که هست شرح دهم تا توهمات عده­ای به تاریخ تبدیل نشود.

             از همه دوستان هیأت مدیره کانون صنفی معلمان ایران، شورای فعالان صنفی مدنی معلمان و سایر عزیزانی که با مجموعه­های نام برده در نوشته­ی آقای عبدالهی مرتبط­اند خواهش می­کنم چنانچه در نوشته­ی زیر خلافی مشاهده نمودند حتماً نگارنده را راهنمایی و موارد را اصلاح و به سمع و نظر همکاران فرهنگی برسانند.

شورای فعالان صنفی - مدنی معلمان چیست؟

              در ادامه­ی فعالیت­های اسنفدماه 85 به منظور استفاده از فضا و امکانات انتخابات مجلس شورای اسلامی برای بیان خواسته­های معلمان و معضلات آموزش و پرورش این شورا تشکیل شد. اعضای این شورا در گذشته نیز همکاریهایی در قالب­های دیگر داشته و این بار مصمم بودند فعالیت­های خود را به صورت سازمان­یافته ادامه دهند. دعوت از اعضای این شورا نه به سبب عضویت در کانون صنفی معلمان ویا سازمان معلمان و نه هیچ تشکل دیگر بوده است. این موضوع بارها و بارها در جلسات شورای فعالان صنفی مدنی معلمان مطرح گردیده است. حتی در مقطعی نیز قرار بود فردی مستقل که در هیچ یک از دو تشکل نامبرده عضو یت نداشت در شورا حضور داشته باشد واین موضوع با ایشان مطرح گردید که متأسفانه ایشان عضویت در شورا را نپذیرفتند.

           


ادامه مطلب
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 16:56 | لینک ثابت |

    جمعی از فعالان صنفی معلمان ایران با تشکیل شورای فعالان صنفی - مدنی معلمان بر آن شدند تا در انتخابات مجلس هشتم حضوری مستقل و سازمان یافته داشته باشند. پس از اعلام حضور آنان در انتخابات مجلس شورای اسلامی، نقدهایی بر این حضور در نشریات و سایت­ها منتشر شد که نگارنده را بر آن داشت تا با قلمی کردن اندیشه­های خود در مورد ضرورت­های حضور اصناف مختلف به ویژه فرهنگیان در انتخابات کمک نمایم تا باب این نقد هم­چنان باز باشد.

1- تجربه مشروطه: نگاهی اجمالی به نحوه­ی شکل­گیری نهضت مشروطه بیان­گر حضور جدی معلمان مدارس نوین (رشدیه) و نقش­آفرینی آنان در نهضت مشروطه بود. پس از پیروزی نهضت مشروطه و تشکیل مجلس اول آن حضور نمایندگان واقعی اصناف مختلف در مجلس منشا اثرات و فواید زیادی از قبیل تدوین قانون اساسی مشروطه بانک ملی و ... گردید.


ادامه مطلب
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 16:3 | لینک ثابت |

به نام خداوند جان وخرد

   
سالي ديگر گذشت وسالگردي ديگر فرارسيد ، اميدهايي ديگر برباد رفت وياس هايي بيشتر ريشه دواند. اسفند ماه امسال ياد آور شيريني ها و تلخي ها ، شكست ها و پيروزي ها ي بسيار است. شيريني پيروزي برتفرقه وپراكندگي وچشيدن طعم همدلي و تلاش براي تامين منافع جمعي و تلخي عذاب آور افشاي بي صداقتي مدعيان حفاظت از ارزش ها.
اسفند ماه براي معلمان ياد آور مظلوميت و بي پناهي و براي دولتيان ياد آور هجوم بر عدالت طلبي و صداقت پيشگي است. جامعه وتاريخ قضاوت خواهند كرد چه كسي پيروز شد وچه كسي شكست خورد.

همكاران گرامي!

درآستا نه 23اسفند قرارداريم روزي كه حافظان امنيت جامعه وارونه پوشيدن پوستين مهرورزي را به رخ تمامي مردم ايران كشيدند. 23اسفند 1385 را نمي توان ونبايد از ياد وخاطره ها زدود . نه فقط به اين دليل كه صدها تن ازهمكاران مان مورد اهانت ، ضرب وشتم و بازداشت قرار گرفتند، - كه البته درجاي خود بسيار اهميت دارد- نه فقط به اين دليل كه چهره كريه خشونت درپيش چشمان نمايندگان ملت!! به رخ كشيده شد وهيچ نداي اعتراضي ازدرون اين خا نه برنخاست . 23 اسفند را به اين دليل بايد به خاطر سپرد كه مانند يك تب تند وسوزان نشاني از بيماري يك جامعه را آشكار ساخت . جامعه اي كه مديرانش فرصت گفت و گو ومفاهمه را مي سوزانند تا زور را جانشين منطق نمايند. تا كسي نفهمد كه اساسا" پاسخي ندارند تا پاسخگو باشند. روش آن ها گسترش ترس ، بي اعتقادي و بي اعتمادي به خود وديگران است.


ادامه مطلب
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 17:1 | لینک ثابت |