معلمان سال ۸۵ را در حالی به پایان رساندند که در اسفند این سال تجمعات با شکوهی را مقابل مجلس شورای اسلامی به نمایش گذاشته بودند . تجمعات با شکوه معلمان برای دفاع از حقوق صنفی خود و در اعتراض به عدم تصویب و اجرای لایحه مدیریت خدمات کشوری ( نظام هماهنگ پرداخت ) به بدترین شکل ممکن پاسخ داده شد . ضرب و شتم معلمان و بازداشت جمع کثیری از آنان در ۲۳ اسفند، معلمان کشور را آزرده خاطر کرد.
سال ۸۶ در حالی آغاز شد که جمعی از فعالان صنفی در زندان بودند و خانواده های آنان در کنار سفره های هفت سین جای آنان را خالی می دیدند. ۹ نفر از فعالان صنفی " آقایان : محمود بهشتی لنگرودی، علی رضا هاشمی،علی اکبر باغانی،محمد داوری،محسن کمالی،علی پور سلیمان،کریم قشقاوی،رسول بداغی و نوراله اکبری " روزهای نو سال ۸۶ را در زندان در حالی به سر بردند که معلمان با یاد همکاران زندانی خود در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به تعطیلات نوروزی رفتند و البته برخی دیگر این تعطیلات را بر خود حرام کرده و از رفتن به مسافرت های نوروزی خودداری نمودند تا با خانواده ی زندانیان همدردی کرده باشند.
روزها می گذرند سخت یا راحت . آدم ها می روند و می آیند خوب یا بد . اما ما هم چنان امیدوارانه ایستاده ایم زیرا :
"ما در نوروز نخستین روز خلقت،روز اورمزد،آتش اهورایی (عشق) را در عمق وجدان خویش بر می افروزیم و به پایمردی خیال از صحاری سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه ی - نوروزهایی که در آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا شده است با همه ی زنان و مردانی که یک ملت در در تند باد ریشه بر انداز زمان ها جاودانه می بخشیم و در هجوم این روزگار دشمن کامی که می خواهد ما را با خود بیگانه سازد و خالی از خویش برده رام و طعمه ی زدوده از شخصیت این وارثان زر و زور و تزویر کند در این معیادگاه که همه ی نسل های تاریخ حضور دارند با آنان پیمان می بندیم و امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم. دکتر علی شریعتی "
ادامه مطلب
در آخرین روز های اسفند که برای من سر شار از خاطره است شعری از شاعر گرانقدر سید علی صالحی دیدم که با اندکی تغییر (با عرض پوزش فراوان از ایشان) آن را تقدیم شما می نمایم.
سال به سال/هر سال/یک سین ساده / از سفره هفت سین ما کم می شود
چرا...؟/پریا می پرسد
پریا دختر یکی از معلمان همین سرزمین است
سال به سال/ هر سال/ هزار مشق دشوار/ برشب تکلیف و ترانه ما تحمیل می شود
چرا...؟ / چرا نمی گذارند / کسی به هزاران سوال تلنبار شده ی بی پاسخ / پاسخی گوید
پریا می پرسد
پریا دختر یکی از کارگران همین خط واحد است
چرا...؟ /چرا نمی گذارند/ کسی در امتحان دشوار نان و سر پناه و سایه / قبول شود؟
پریا می پرسد
پریا دختر یکی از کارگران نیشکر تلخاب است
سال به سال / هر سال
( بگذار سخن بگویم ! )/واژه ها بی وثیقهآزاد نمی شوند / این کیفر خواست تبانی با ترانه زندگی ست؟
پریا نمی پرسد/ من می گویم / پدر من هم / یکی از کشاوران خسته همین جهان بود
سال به سال / هر سال / صحبت از نفت و چراغ و سپیده دم است / صحبت از سفره گشودن صبح است/ صحبت از علاقه عجیبی / به اسم عدالت است
اما پرده ها تاریک / پدر ها خسته / سفره ها خالی
سال به سال / هر سال
( بگذار سخن بگویم ! )/ بگذار هر چه می خواهد ببارد / ببارد از سنگُ از سیاهی ُ از سکوت / ما نومید
نمی شویم /ما هم چنان
سفره بی سین خانواده خود را / با الفبای تمام عیار عشق می آراییم
این را من نمی گو یم
مادران ما می گویند !
ديرينه بودن يك ملت ا ست. نوروز كه ساليان متمادي و روزگاران درازي را ديده و گذرانده وشاهد فراز و فرود هاي بسيا ر مردم اين مرز و بوم بوده است , فراتر از تفاوتهاي قومي , ديني وعقيد تي همه را بر گرد خويش مي نشا ند و با لبخندي بر لبانش همچون حكيمي با وقار و معلمي سالخورده و با صفا , رازما ند گاريش را حكايت و دعوتما ن مي كند به ژرف انديشي و از جزمييت و كوته نگري هشدارمان مي دهد. پنداري نوروز در خطا ب با ماست كه مقتد ر , آرام و با لحني موزون درسي بزرگ از زندگي را ميگوید "چتري باش براي انسانييت"
انسان با انديشيدن به نوروز , كه چگونه در سياه ترين سالهاي اين سرزمين , سبز وزنده باقي مانده است , پايداري , اميد و متانت مي آموزد. در ايام حضورش, حضور او كه كسي را از خويش نمي راند و شمشير و تيغ بر روي كسي نمي كشد و ميان آدميان فرقي نمي گذارد, دلها به هم نزديك مي شود و تيرگي ها به كناري مي رود.
و چه راست و درست گفته اند كه : از كوزه همان تراود كه در اوست.
از سويي نوروز پرمدعا و گزافه گو نيست. مرتبه و جايگاه خود را خوب مي شناسد ودر نسبت با عقل مدرن كه نقاد است و سركش و چندان حرمت نگه نمي دارد , حريم خويش را بخوبي حفظ مي كند.
دمادم پا در كفش خرد نمي كند و رويارويش نمي نشيند و با امر ونهي هايش سد راه رفتنش نمي شود.
در اين سالها ,آيين ها و رسوم بسياري را شاهد بوده است كه در درگيري با خرد ,شكست خورده وخرد شده , از سر ناچاري به موزه ها پناه برده اند.
به نظر , تنها در حفظ حرمت طبيعت است كه گهگاه نهيبي بر عقل مدرن مي زند و به او خط قرمزش را يادآوري مي كند . وچه زيبا و به جا به كمك انسان و خرد
خود بنيادش مي آيد.
اينگونه است كه ايرانيان اين عيد را بزرگ مي دارند و به داشتنش مي نازند و به آوازش مي خوانند.هر سال به وقت ديدنش قلب ها يشان به تپش مي افتد و لحظه ها به شمارش.
چونان بهار, شاد و سر سبز ومانند نوروز پايدار باشيد.
بعد از ظهر روزیکشنیه 19/12/86 مطلبی را در وبلاگ جناب آقای شیرزاد عبدالهی مشاهده کردم که تعجبم را بر انگیخت. تعجب از آدمی که همواره مدعی است نوشته هایش مستدل و مستند است. و اینک مطلبی رانگاشته که از کمترین سند و استدلال برخوردار بود.
از آنجایی که بنده دراغلب جریان وقایعی که نویسنده آنها راواژگون نموده و مبنای نوشتهی خود قرار داده حضور داشتم بر آن شدم که ماجرا را آنگونه که هست شرح دهم تا توهمات عدهای به تاریخ تبدیل نشود.
از همه دوستان هیأت مدیره کانون صنفی معلمان ایران، شورای فعالان صنفی مدنی معلمان و سایر عزیزانی که با مجموعههای نام برده در نوشتهی آقای عبدالهی مرتبطاند خواهش میکنم چنانچه در نوشتهی زیر خلافی مشاهده نمودند حتماً نگارنده را راهنمایی و موارد را اصلاح و به سمع و نظر همکاران فرهنگی برسانند.
شورای فعالان صنفی - مدنی معلمان چیست؟
در ادامهی فعالیتهای اسنفدماه 85 به منظور استفاده از فضا و امکانات انتخابات مجلس شورای اسلامی برای بیان خواستههای معلمان و معضلات آموزش و پرورش این شورا تشکیل شد. اعضای این شورا در گذشته نیز همکاریهایی در قالبهای دیگر داشته و این بار مصمم بودند فعالیتهای خود را به صورت سازمانیافته ادامه دهند. دعوت از اعضای این شورا نه به سبب عضویت در کانون صنفی معلمان ویا سازمان معلمان و نه هیچ تشکل دیگر بوده است. این موضوع بارها و بارها در جلسات شورای فعالان صنفی مدنی معلمان مطرح گردیده است. حتی در مقطعی نیز قرار بود فردی مستقل که در هیچ یک از دو تشکل نامبرده عضو یت نداشت در شورا حضور داشته باشد واین موضوع با ایشان مطرح گردید که متأسفانه ایشان عضویت در شورا را نپذیرفتند.
ادامه مطلب
جمعی از فعالان صنفی معلمان ایران با تشکیل شورای فعالان صنفی - مدنی معلمان بر آن شدند تا در انتخابات مجلس هشتم حضوری مستقل و سازمان یافته داشته باشند. پس از اعلام حضور آنان در انتخابات مجلس شورای اسلامی، نقدهایی بر این حضور در نشریات و سایتها منتشر شد که نگارنده را بر آن داشت تا با قلمی کردن اندیشههای خود در مورد ضرورتهای حضور اصناف مختلف به ویژه فرهنگیان در انتخابات کمک نمایم تا باب این نقد همچنان باز باشد.
1- تجربه مشروطه: نگاهی اجمالی به نحوهی شکلگیری نهضت مشروطه بیانگر حضور جدی معلمان مدارس نوین (رشدیه) و نقشآفرینی آنان در نهضت مشروطه بود. پس از پیروزی نهضت مشروطه و تشکیل مجلس اول آن حضور نمایندگان واقعی اصناف مختلف در مجلس منشا اثرات و فواید زیادی از قبیل تدوین قانون اساسی مشروطه بانک ملی و ... گردید.
ادامه مطلب
به نام خداوند جان وخرد
سالي ديگر گذشت وسالگردي ديگر فرارسيد ، اميدهايي ديگر برباد رفت وياس هايي بيشتر ريشه دواند. اسفند ماه امسال ياد آور شيريني ها و تلخي ها ، شكست ها و پيروزي ها ي بسيار است. شيريني پيروزي برتفرقه وپراكندگي وچشيدن طعم همدلي و تلاش براي تامين منافع جمعي و تلخي عذاب آور افشاي بي صداقتي مدعيان حفاظت از ارزش ها.
اسفند ماه براي معلمان ياد آور مظلوميت و بي پناهي و براي دولتيان ياد آور هجوم بر عدالت طلبي و صداقت پيشگي است. جامعه وتاريخ قضاوت خواهند كرد چه كسي پيروز شد وچه كسي شكست خورد.
همكاران گرامي!
درآستا نه 23اسفند قرارداريم روزي كه حافظان امنيت جامعه وارونه پوشيدن پوستين مهرورزي را به رخ تمامي مردم ايران كشيدند. 23اسفند 1385 را نمي توان ونبايد از ياد وخاطره ها زدود . نه فقط به اين دليل كه صدها تن ازهمكاران مان مورد اهانت ، ضرب وشتم و بازداشت قرار گرفتند، - كه البته درجاي خود بسيار اهميت دارد- نه فقط به اين دليل كه چهره كريه خشونت درپيش چشمان نمايندگان ملت!! به رخ كشيده شد وهيچ نداي اعتراضي ازدرون اين خا نه برنخاست . 23 اسفند را به اين دليل بايد به خاطر سپرد كه مانند يك تب تند وسوزان نشاني از بيماري يك جامعه را آشكار ساخت . جامعه اي كه مديرانش فرصت گفت و گو ومفاهمه را مي سوزانند تا زور را جانشين منطق نمايند. تا كسي نفهمد كه اساسا" پاسخي ندارند تا پاسخگو باشند. روش آن ها گسترش ترس ، بي اعتقادي و بي اعتمادي به خود وديگران است.
ادامه مطلب

