تبليغاتX
یادداشت های نوراله اکبری

این نوشته با عنوان "به نام فرهنگیان به کام مدیران" در روزنامه کارگزاران پنج شنبه ۳۰ آبان به چاپ رسید. اینک جهت اطلاع و اظهار نظر شما عزیزان تقدیم می گردد.

توزیع سود یا زیان   

     بر اساس گزارش هیأت مدیره شرکت در مجمع عمومی عادی سال 87 در تاریخ 24/5/87 ، این شرکت دارای 169792 عضو است که هر فرد به طور میانگین سهمی معادل  329/13 تومان می­باشد و سرمایه­ی این شرکت با توجه به حق عضویت به بیش از 2 میلیارد تومان می­رسد.

     این سرمایه به علاوه­ی دارایی­های ثابت شرکت که بالغ بر 28 میلیارد تومان می­شود این انتظار را پدید می­آورد که شرکت سود قابل توجهی را نصیب اعضاء نماید.

     اما شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان در پایان سال 86 تنها 18 میلیون تومان سود نصیب اعضاء نموده است. با یک حساب سرانگشتی می­توان پی برد که سهم هر عضو از این سود مبلغی حدود 100 تومان بوده است!!!   

     پرسش این است که چرا با این همه شعبه در مناطق بسیار خوب شهر تهران و دارا بودن سرمایه­ی قابل توجه، این شرکت چنین عملکردی داشته است؟

     نگاهی به تراز مالی سال 86 نشان می­دهد که تعاونی مصرف فرهنگیان تهران بیش از یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان در سال 86 پرداخت حقوق داشته است. همچنین در ترازنامه­ی این شرکت آمده که در سال 86 مبلغی معادل ده میلیارد تومان وام کم­بهره دریافت نموده است.

     عملکرد مالی فوق به خوبی بیانگر این واقعیت است که این شرکت از مدیریت ناکارآمد و بدون طرح و برنامه رنج می­برد. این عملکرد سبب شده است تا اعضاء شرکت در مجمع عمومی عادی مورخ 24/5/87 به گزارش هیأت مدیره و تراز مالی رأی منفی دهند.


ادامه مطلب
پنجشنبه سی ام آبان 1387 ساعت 15:34 | لینک ثابت |

این نوشته در پاسخ به مطلب شیرزاد عبدالهی با عنوان "نقدی بر مقاله عضو کانون صنفی معلمان به مناسبت روز جهانی معلم"(روزنامه اعتماد: پنج شنبه ۲ آبان) به شکلی ناقص و خیلی خلاصه در روزنامه اعتماد چهارشنبه ۱۵ آبان به چاپ رسید.

پنج­شنبه 2 آبان 1387 مقاله­ای با عنوان «نقدی بر مقاله­ی عضو کانون صنفی به مناسبت روز جهانی معلم» از شیرزاد عبدالهی در روزنامه اعتماد به چاپ رسید که بر خلاف عنوان آن کم­تر به نقد مقاله پرداخته بود.

     این مقاله متضمن اطلاعات غلط و اتهامات بی­پایه و اساس فراوانی از قبیل: تقسیم­بندی کانون به طیف سیاسی و صنفی، ورود هیئت مدیره کانون به فعالیت­های سیاسی و اقتصادی، پذیرش اشتباهات توسط طیف سیاسی، افزایش تحرکات سیاسی و فعالیت های اقتصادی، مصادره اعتراضات معلمان به سود چهره آرایی خود، افزودن اعتبار خویش با پرداخت هزینه، بی اطلاعی از محتوای قانون مدیریت خدمات کشوری، نداشتن راهبرد مشخص برای پی گیری مشکلات صنفی، هزینه کردن اعتبار کانون در حوزه سیاست و ... است.

     چون این بخش از مقاله ی ایشان در ارتباط با کانون صنفی معلمان است این تشکل می تواند از طریق دبیر کل یا سخن­گوی خود به پاسخ گویی و روشنگری برآید.

یک) مقاله­ی «در جستجوی مدنیت برای آموزش و پرورش» که 14 مهر 1387 در روزنامه اعتماد به چاپ رسید، مواضع شخصی نگارنده است و پر واضح است که مواضع کانون صنفی معلمان از طریق دبیر کل  یا سخنگوی آن به اطلاع عموم خواهد رسید.

     بنابراین تعمیم نظرات شخصی یک عضو کانون به آن، تغافلی است که به نظر می رسد تنها برای رسیدن به هدف با استفاده از هر وسیله ای قابل توجیه باشد.

تجربه اصلاح­طلبی صد سال اخیر ایرانیان به خوبی بیان­گر این موضوع است که مسیر اصلاحات در ایران از درون اجتماع می­گذرد. چانه­زنی­های شیوخ در بالای هرم قدرت حاصل چندانی برای ایرانیان نداشته است. امروز ضرورت استوار کردن پایه­های قدرت سیاسی در اجتماع بیش از هر زمان دیگر احساس می­شود. برای آنکه جامعه بتواند به حقوق اساسی خود دست یابد ابتدا باید به صورت گروه­هایی با اهداف مشخص سازماندهی شوند. آنگاه دولت چاره­ای جز پاسخ­گویی به خواست نهادهای مدنی برآمده از جنبش اجتماعی نخواهد داشت.

     با توجه به تجربه کشورهای دموکراتیک و وضعیت کنونی ایران به نظر می­رسد یک جنبش اجتماعی برآمده از نهادهای مدنی بتواند گامی مؤثر در تحقق دموکراسی بردارد.

     بنابراین حضور نهادهای مدنی در حوزه­ی سیاست با رویکرد بالا با اهداف و ساختار آن­ها مغایرت ندارد.

  در پایان یادآور می­شوم که آن­چه موجب سوء تفاهم می­شود تنها گفتار شفاهی نیست. مطلق­انگاری اندیشه­ها و عقاید نزد صاحب آن سبب می­شود فرد بپندارد آن­چه نزد خود دارد نیک و حق مطلق است و هر آن­چه دیگران می­گویند یا می­نویسند در صورت متفاوت بودن با انگاره­های او باطل است.      


ادامه مطلب
چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ساعت 20:1 | لینک ثابت |

این مطلب روز۲۴ مهر  در روزنامه اعتماد چاپ گردید که جهت اطلاع و اظهار نظرشما عزیزان  تقدیم می گردد.

نظام آموزشي کشور ما در پرداختن به هر دو شاخه علم (پايه يي و کاربردي) داراي کمبودهاي جدي است. در اين نظام ذهن دانش آموز با مطالب، مفاهيم و تئوري هاي دست چندم، انتزاعي، غيراستدلالي و غالباً ترجمه يي انباشته مي شود که کمتر مجال انديشيدن و پرسيدن را به او مي دهد. از سوي ديگر به علت پيوند نداشتن اين مفاهيم و تئوري ها با زندگي روزمره دانش آموزان (کاربردي نبودن آنها) دانش آموزان انگيزه کمتري براي يادگيري آنها دارند.

روش هاي سنتي و ناکارآمد، نگاه ايدئولوژيک به آموزش، کمبود امکانات آموزشي، بي بهرگي نظام آموزشي از تکنولوژي آموزشي روزآمد، مديريت متمرکز و غيرمشارکتي، وجود معلمان غيرحرفه يي و... سبب مي شود نظام آموزشي ما نتواند دانش آموزان را به محورهاي اساسي يادگيري مورد نظر يونسکو برساند. از همين رو ما با اين پرسش از سوي دانش آموزان خود روبه رو خواهيم بود که يادگيري اين درس ها چه دردي از ما دوا خواهد کرد؟


ادامه مطلب
جمعه دهم آبان 1387 ساعت 10:18 | لینک ثابت |