کارنامهی چهارسالهی مجلس هفتم را از دریچههای مختلف میتوان به نظاره نشست آن چه که این مطلب تلاش دارد به آن بپردازد بررسی کارنامه مجلس هفتم در حوزهی آموزش و پرورش است.
وزارت آموزش و پرورش یکی از مهمترین وزارتخانههای دولت با بیشترین نیروی انسانی و گستردگی جغرافیایی و زیر پوشش داشتن حدود 15 میلیون دانشآموز و ... با مشکلات عدیدهای مواجه است.
پائین بودن حقوق و مزایای معلمان و نارضایتی ناشی از آن، افزایش میزان آمار مردودی دانشآموزان علیرغم صرف هزینههای زیاد دولتی، مدیریت ناکارآمد نیروی انسانی و توزیع نامناسب نیروی انسانی، وجود مدارس فرسوده و استیجاری، دونوبته و در برخی موارد چند نوبته بودن مدارس کشور، پائین بودن سطح بهداشت در مدارس و تغذیه نامناسب دانشآموزان، معضل کنکور و ارتباط آموزش و پرورش با آموزش عالی، وجود مؤسسات اقتصادی زیانده در آموزش و پرورش و ... از عمدهترین مشکلات و معضلات آموزش و پرورش هستند.
گرچه مجلس هفتم با برخی از اقدامات خود مانند افزایش بودجه سنواتی وزارت آموزش و پرورش، حذف کنکور و اختصاص 4 میلیارد دلار برای بازسازی و مقاومسازی مدارس و ... تلاش نمود از مشکلات آموزش و پرورش بکاهد اما مشکلات فراوانی همچنان گریبانگیر این وزارتخانه است که در نوشتهی زیر تلاش شده است ضمن واکاوی برخی از مشکلات و شرح اقدامات مجلس، معضلات باقیمانده را یادآور شده تا نمایندگان آینده به حل آنها مبادرت ورزند.
یکی از مشکلاتی که از دیر باز گریبان گیر آموزش و پرورش است تبعیض بین حقوق و مزایای معلمان و سایر کارمندان دولت است برای گفت و گو دراین مورد و سایر مشکلات آموزش و پرورش در اولین روز کاری مجلس هفتم نمایندگان تشکل های صنفی معلمان سراسر کشور ( شورای هماهنگی ) روبروی ساختمان قدیم مجلس گرد هم آمدند و این در حالی بود که در صحن علنی مجلس با آگاهی از حضور نمایندگان معلمان ، طرح الزام دولت به ارائه ی نظام هماهنگ پرداخت به بحث گذاشته و تصویب شد و در دیداری که تشکل های صنفی فرهنگیان با آقای حداد در این روز داشتند ایشان اعلام نمودند:"مجلس هفتم نگاه ویژه ای به خواسته های معلمان و مسایل آموزش و پرورش خواهد داشت " و اولین مصوبه ی مجلس را موید این گفته دانست.
در ادامه کار مجلس در سال اول تشکیل آن، یکی از مباحثی که مورد توجه مجلس اصولگرا قرار گرفت، حضور وزیری اصلاحطلب در رأس این وزارتخانه بود که عزم جزم کرده بودند تا او را استیضاح نمایند و از رأس این وزارتخانهی کلیدی که همواره مورد توجه گروههای سیاسی بوده است، بردارند که البته این پروژه با حکم حکومتی رهبر انقلاب متوقف ماندو ردای وزارت برقامت آقای حاجی تا پایان دولت جناب آقای خاتمی باقی ماند.
مجلس مدعی حل مشکلات اقتصادی و بهبود وضع معیشتی مردم، برای اینکه مورد اتهام دنیاگرایی قرار نگیرد، با ارائهی طرح احیای معاونت پرورشی تلاش نمود تا از بر باد رفتن دین و ادب فرزندان این مرز و بوم جلوگیری نماید و سرانجام در میان همهی نظرات موافق و مخالف کارشناسان آموزش و پرورش، معاونت پرورشی به این وزارتخانه بازگشت.
تجمع صدها معلم حقالتدریس روبروی مجلس شورای اسلامی بالاخره نتیجه داد و مجلس دولت را ملزم به استخدام 40هزار معلم حقالتدریس نمود و این همه در حالی بود که اموزش و پرورش به عنوان بزرگترین وزارتخانهی دولت از توزیع نامناسب نیروی انسانی و معلمان مازاد رنج میبرد و قصهی تلخ برنامهریزی و مدیریت سیاسی در آموزش و پرورش به اینجا ختم نشد. مدافعان دیروز استخدام چهلهزار نیروی حقالتدریس، فردای تغییر دولت مدافع سینه چاک کوچک کردن دولت و بیرون ریختن حدود 200 هزار معلم آموزش و پرورش و به هم ریختن ساختار آموزش و پرورش و خشت زدن مجدد گِل این وزارتخانه شدند.
یک سال از عمر مجلس هفتم گذشته بود و همانطور که نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم میپسندیدند و به عموم مردم بویژه معلمان توصیه میکردند تا یک رئیس جمهور اصولگرا انتخاب نمایند، آقای احمدینژاد تمامی رقبای خود از طیفهای مختلف سیاسی را پشت سر گذاشت و رئیس دولت نهم شد.
آقای احمدینژاد که با شعار حل مشکلات اقتصادی و آوردن نفت بر سر سفرهی مردم آمده بود، انجام چهار کار ویژه در سال 84 برای فرهنگیان، افزایش حقوق فرهنگیان حتی با فروش برخی شرکتهای دولتی و مشورت با تشکلهای فرهنگیان برای انتخاب مسئول این وزارتخانه را در دیدار با 5 عضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ، وعده داد.
هنگام معرفی کابینهی دولت نهم به مجلس هفتم، اولین رویارویی مجلس و دولت در عرصه ی آموزش و پرورش رخ داد و مجلس به وزیر معرفی شده برای آموزش و پرورش به همراه سه وزیر دیگر رأی اعتماد نداد. پس از رأی عدم اعتماد نمایندگان به اولین وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش ، در میان مخالفت تشکلهای صنفی فرهنگیان سراسر کشور که از نمایندگان مجلس میخواستند که به آقای فرشیدی رأی اعتماد ندهند، آقای فرشیدی با وعدهی پرداخت دو ماه پاداش، دو برابر کردن قدرت خرید معلمان طی چهار سال وزارت، تأسیس بانک فرهنگیان و بیمه فرهنگیان و ... از مجلس رأی اعتماد گرفت. جناب آقای فرشیدی که خود را موفقترین وزیر آموزش و پرورش بعد از انقلاب و حتماً قبل از انقلاب معرفی کرده بود، در طول دو سال فعالیت خود، بارها مورد سئوال نمایندگان و چند باری هم در معرض استیضاح آنان قرار گرفت و زمانی که استیضاح فرا رسید با حمایت قاطع رئیس دولت نهم و رأی مجدد اکثریت نمایندگان مجلس هفتم وزیر باقی ماند تا سرنوشت او اینگونه رقم خورد که رئیس دولت نهم، پس از چند ماه از حمایت قاطع خود از ایشان در مجلس، ایشان را عزل نماید. و علیرضا علی احمدی را به سرپرستی وزارت آموزش و پرورش منصوب نمود و سپس ایشان را به عنوان وزیر آموزش و پرورش در حالی به مجلس پیشنهاد کرد که در سال 84 برای وزارت تعاون موفق به کسب رأی اعتماد نشده بود. (هذا شیٌ عجاب) و بالاخره جناب آقای علیرضا علی احمدی به عنوان سومین گزینه وزارت آموزش و پرورش موفق به کسب رأی ناپلئونی از مجلس هفتم شد و لباس وزارت پوشید که از قدیم گفتهاند تا سه نشه بازی نشه.
اواخر سال 85 برای مجلس هفتم و معلمان از به یادماندنیترین روزها خواهد بود. روزهایی که هزاران معلم در اعتراض به عدم تصویب و سپس اجرای لایحهی نظام هماهنگ پرداخت رو به روی مجلس تجمع کردند. این تجمعات دومین تجمع بزرگ معلمان پس از انقلاب بود. تجمع اول معلمان در سال80و مقابل مجلس ششم بود که با تشکیل کمیتهایی متشکل از نمایندگان معلمان، دولت و مجلس و صحه گذاشتن این کمیته به پائین بودن حقوق فرهنگیان و وعده تدوین نظام هماهنگ پرداخت پایان یافته بود. اما متأسفانه این بار نه تنها کمیتهای تشکیل نشد بلکه جواب تجمع آرام و منطقی معلمان، با تهدید و ارعاب و سرانجام بازداشت دهها معلم مقابل چشم نماینگان مجلس به پایان رسید.
بیشک معلمان خاطرات حوادث اسفندماه 85 را هرگز فراموش نخواهند کرد. خاطرهی بازداشت دهها معلم مرد و زن،خاطرهی سکوت اکثریت نمایندگان در مقابل بازداشت معلمان، خاطرهی فریاد عدهای بسیار محدود از نمایندگان و دفاع آنان از حقوق معلمان بازداشت شده و... قطعا فراموش نشدنی است.
امروز معلمان ماندهاند و دهها وعدهی عمل نشده ی مسئولان و امید به همت نمایندگان مجلس هفتم در ماههای پایانی و نمایندگان مجلس هشتم در آغاز مسئولیتی بزرگ ،که نظارت کنند و بپرسند:
1- چرا نظام هماهنگ پرداخت علیرغم تصویب اجرای آن از 1/1/86 تا کنون اجرائی نشده است؟
2- چرا مدیریت در آموزش و پرورش همواره متأثر از نگاههای سیاسی و بیثبات بوده است؟
3- چرا سند ملی آموزش و پرورش علیرغم همهی تبلیغات صورت گرفته به سند چشمانداز 20 ساله نرسیده و به تصویب نهایی نرسیده است؟
4- صندوق ذخیره فرهنگیان چگونه مدیریت میشود و چرا با میلیاردها تومان سرمایه از بازدهی مناسبی برخوردار نمیباشد؟
5- چرا حقالتدریس معلمان، مدیران، معاونان و دفترداران با سپری شدن چند ماه هنوز پرداخت نشده است؟
6- چرا بودجه ی وزارت آموزش و پرورش همواره دچار کسری می شود؟
7- چرا شاهد تبعیض آموزشی بین دختران و پسران، عشایری، روستایی و شهری هستیم؟
و....

