علی رغم تکذیب موضوع استفتاء وزیر آموزش و پرورش از مراجع تقلید در ارتباط با حقوق معلمان درفصل تابستان ، این موضوع همچنان محور گفت و گوی همکاران بود که در این ارتباط دبیر ریاضی مدرسه مان پیشنهاد کرد " حالا که آن ها می روند و از مراجع تقلید در ارتباط با حقوق تابستان ما می پرسند بهتر است نمایندگان معلمان نیز نزد مراجع بروند و به آن ها بگویند که دولت چند ماه است که حقوق معلمان حق التدریس را پرداخت نکرده است تکلیف چیست ؟ و هر چه مراجع فتوا دادند آن را به معلمان منتقل نمایند تا ما تکلیف مان را بدانیم"
با خود اندیشیدم پیشنهاد مناسبی است و این موضوع را در جلسه ی کانون صنفی معلمان مطرح نمودم که با استقبال اکثر اعضای هیات مدیره کانون مواجه شد.
به نظر می رسد رایزنی و گفت و گو با مراجع عظام تقلید در مورد مشکلات آموزش و پرورش به ویژه تبعیض بین حقوق معلمان و سایر کارکنان دولت ، برخورد های قهر آمیز با فعالان صنفی معلمان ، عدم پرداخت حقوق فرهنگیان و... رهگشا باشد.
زنگ تفریح دوم:
گفت و گوی همکاران در ارتباط با سریال های تلویزیونی در ایام نوروز بود و هر یک از همکاران در این ارتباط اظهار نظر می کرد در حالی که یکی از همکاران سکوت کرده و چیزی نمی گفت . همکاران در پی دلیل سکوت او بودند . او در پاسخ گفت: در خانه ما تلویزیون نیست . من این سریال ها را ندیده ام.همه ناباورانه به او نگاه می کردند او ادامه داد:ما از ابتدای زندگی با خانمم قرار گذاشتیم چیزی نخریم تا بتوانیم خانه بخریم . در خانه ما ماشین لباس شویی ، یخچال و .... نیست.
در این هنگام دبیر ادبیات گفت : داستان شما مرا به یاد حکایتی از عبید زاکانی انداخت. و ادامه داد روزی عبید به همراه پسرش از راهی می گذشتند و دیدند مردم جنازه ای را تشییع میکنند پسر از پدر پرسید : اورا به کجا می برند؟
عبید گفت : به جایی که خوردنی ، نوشیدنی ، پوشیدنی و.... نیست.
پسر گفت : برویم که به سوی خانه ی ما می برند.
این بار همه ی نگاه ها به دبیر ادبیات دوخته شده بود که صدای زنگ به صدا در آمد و...
