1- تجربه مشروطه: نگاهی اجمالی به نحوهی شکلگیری نهضت مشروطه بیانگر حضور جدی معلمان مدارس نوین (رشدیه) و نقشآفرینی آنان در نهضت مشروطه بود. پس از پیروزی نهضت مشروطه و تشکیل مجلس اول آن حضور نمایندگان واقعی اصناف مختلف در مجلس منشا اثرات و فواید زیادی از قبیل تدوین قانون اساسی مشروطه بانک ملی و ... گردید.
بیشک با رشد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مردم ایران و اصناف مختلف و انتخاب نمایندگان آنان برای مجلس شورای اسلامی منافع اصناف مختلف در جامعه و منافع ملی بهتر از گذشته تأمین میشود.
2- تجربه جوامع توسعهیافته: سندیکاها، اتحادیهها و NGOهای مختلف در جوامع توسعهیافته از اثرگذارترین نیروهای موثر اجتماعی بر روند سیاسی آن جوامع میباشند به علاوه بررسی پیشینه برخی احزاب سیاسی بزرگ اروپایی مثل حزب سبز آلمان و حزب کارگر انگلیس نشان میدهد که ریشهی
شکلگیری این احزابNGOهای غیر سیاسی مثل مدافعان محیط زیست یا سندیکاهای کارگری بودهاند. برخی از این سندیکاها و NGOها همچنان با حفظ هویت خویش در انتخابات به ایفای نقش مؤثر میپردازند. استفاده از تجربه جوامع توسعهیافته و بومیکردن تجارب آنان میتواند گامی مؤثر در تجربه رفتار جمعی، تشکیلاتی و حرفهای در ایران باشد.
3- دفاع سازمانیافته از حقوق صنفی معلمان: فعالان صنفی معلمان با همراهی همکاران خود در طول
سالهای گذشته به شکلهای مختلف از حقوق خود دفاع نمودهاند و در دفاع از حقوق صنفی خود از ابزارهای قانونی و رفتارهای مدنی بهره گرفتهاند. بدون تردید یکی از مؤثرترین و معتبرترین نهادهای مدنی در ایران نهادهای صنفی معلمان به شمار میآیند. راز اثرگذاری این نهادها شناخت دقیق آنان از خواستههای همکاران خود، بیان شجاعانهی آن و استفاده از همهی راهها و ابزارهای متناسب با شرایط زمان و مکان است.
حضور مستقل و سازمانیافته در انتخابات و استفاده از فضای آن برای بیان مسایل آموزش و پرورش حکایت از شناخت صحیح ابزارها و موقعیتها و استفاده از همهی ظرفیتهای قانونی و مدنی توسط فعالان
صنفی - مدنی معلمان جهت تحقق خواستههای معلمان است.
چنانچه فعالان صنفی - مدنی معلمان امکان حضور در انتخابات را میداشتند و از حضور آنان به دلایل واهی جلوگیری نمیشد و با همت همکاران خود به مجلس شورای اسلامی راه مییافتند، میتوانستند از امکانات مجلس به نفع آموزش و پرورش و دفاع از حقوق صنفی همکاران خود استفاده نمایند.
قطعاً هرگونه ناظر منصفی تأئید مینماید که فعالان صنفی - مدنی معلمان با مسایل و معضلات آموزش و پرورش آشنایی کافی داشته و در دفاع از حقوق همکاران خود تلاش فراوان نموده و هزینههای زیادی پرداختهاند که احکام حبس تعزیری، تعلیقی، تبعید، کسر حقوق، انفصال از خدمت و ... نمونههایی از آن است. که امیدواریم با درایت مسئولان کشور این احکام لغو گردد تا گامی به سوی اتحاد ملی و حاکمیت ملی برداشته شود.
4- عدم پیگیری حقوق صنفی معلمان توسط احزاب سیاسی: در طول سالهای گذشته همواره مدیریتهای کلان کشور (دولت و مجلس) به ویژه آموزش و پرورش در اختیار دو جناح عمدهی کشور بوده است. متاسفانه در طول همه این سالها آنچه که از آن به عمد یا سهو غفلت شد، توسعه علمی (توسعه کمی و کیفی آموزش و پرورش و آموزش عالی) و مسایل معیشتی معلمان بوده است. فعالان صنفی - مدنی معلمان در طول سالهای گذشته (از 81 تا کنون) شاهد برخوردهای قهرآمیز با خود و سایر همکاران بودهاند و جز عدهی کمی از دولتمردان و نمایندگان مجلس از حقوق آنان دفاع نکردهاند. سایرین یا سکوت نمودهاند یا همراهی. به همین دلیل و دلایل دیگر همکاران فرهنگی از احزاب موجود رضایت کامل ندارند. نظرسنجی انجام شده از سوی فعالان صنفی - مدنی معلمان مویّد همین مطلب است.
5- اصلاح از جزء به کل: برخی معتقدند برای اصلاح جامعه نیاز به تغییرات بنیادین و کلان است. مثلاً این گروه معتقدند برای دموکراتیک شدن ساختار جامعه باید در سطح مدیریت کلان، قوانین اساسی و مدنی تغییرات بنیادین ایجاد شود (اهداف انقلابی روش اصلاحی) عملی کردن این نگرش در جامعهای که سابقهی ذهنی و ساختاری استبدادی داشته هزینههای زیادی به همراه داشته است که در سالهای گذشته شاهد آن بودهایم. عدهای دیگر بر این باورند که برای اصلاح جامعه ضرورتاً تغییرات کلان و اساسی نیاز نیست بلکه با توجه به شرایط و امکانات نیازمند تغییرات جزئیتر با هزینه کمتر میباشیم. مثلاً برای دموکراتیک شدن ساختار جامعه میتوان به تربیت نهان های دموکراتیک همت گمارد و از نهادهای کوچک مثل خانواده و مدرسه شروع کرد.
بنابر این اگر اصناف مختلف و نیروهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی سعی نمایند با تلاش بیشتر و ایفای نقش مؤثر خود به اصلاح خویش، صنف یا حوزهی تحت نفوذ خویش بپردازند آنگاه آرمان صدساله ملت ایران (آزادی ، برابری) بهتر و سریعتر تحقق خواهد یافت.
حضور فعالان صنفی - مدنی معلمان در انتخابات و تمرکز آنان بر احقاق حقوق صنفی خود در این راستا
میگنجد.
نکته آخر: یکی از نکاتی که طی سالهای گذشته همواره ذهن نگارنده را به خود مشغول داشته است این است که مرز عمل سیاسی و صنفی کجاست؟ ابزار صنفی یا سیاسی کدام است؟ اهمیت پاسخگوئی به این سئوالات یا سئوالاتی از این دست در جامعهی به شدت سیاست زدهی ایران دو چندان میشود. یک نهاد صنفی باید از همهی ابزارهای قانونی، فضاها و امکانات جامعه برای احقاق حقوق صنف خود بهره برد. این ابزارها گاهی گفت و گو، نامه، بیانیه، تجمع قانونی و مسالمتآمیز است و وقتی دیگر استفاده از فضای انتخاباتی برای بیان خواستههای صنفی، مسایل و مشکلات آموزش و پرورش.
حضور مستقل در انتخابات بدون استفاده از امکانات دولت، قدرت و ائتلاف با احزاب سیاسی برای تحقق اهداف فوق قطعاً یک رفتار سیاسی صرف نیست. بلکه استفاده از یک ابزار سیاسی برای تحقق حقوق صنفی است. بیشک تداوم حرکت در مسیر صنفی مثل همهی حرکتهای دیگر نیازمند نقد ناقدین و نظارت همکاران محترم میباشد.

